سبد خرید

رنج‌کشیدگان و خوارشدگان ( آزردگان )

ناشر : نیلوفردسته: ,
موجودی: 1 موجود در انبار

145,000 تومان

آن‌وقت عاقبت رمانم از چاپ درآمد. دیرزمانی پیش از درآمدنش غوغایی در دنیای ادبیات به راه انداخت. بلینسکی از خواندن دست‌نوشته‌ام مثل یک کودک در پوست خود نمی‌گنجید. نه ! اگر تا به حال اصلا شاد شده باشم، شادی‌ام در نخستین لحظه‌های سکرآور موفقیتم نبوده، بل پیش از آن بوده که حتی دست‌نوشته‌ام را برای احدی بخوانم؛ در آن شب‌های درازی که غرق در آرزوها و رویاهای شیرین و عشق سوزان نسبت به کارم گذشته بود؛ هنگامی که با نقش خیالم به درون داستانی خزیده و به دیدار شخصیت‌هایی رفته بودم که خودم آفریده بودمشان، تو گویی خانواده‌ام بودند، آدم‌هایی واقعی؛ دوستشان می‌داشتم، با شادی‌شان شاد می‌شدم و با اندوهشان اندوهگین. وگاهی حتی واقعا برای قهرمان بی‌شیله پیله‌ام اشک می‌ریختم. و عاجزم از توصیف اینکه چقدر ایخمینف و همسرش از موفقیتم شاد شدند، هر چند در ابتدا سخت شگفت‌زده بودند. برایشان غریب بود!

1 در انبار

مقایسه



برچسب:

رنج‌کشیدگان و خوارشدگان ( آزردگان )

من نه اینجا که جایی دور از اینجا در استانی پرت زاده شدم. باید فرض کرد که والدینم آدم‌های خوبی بودند، امّا در اوان کودکی یتیمم گذاشتند، و در خانه‌ی نیکالای سیرگِئیچ ایخمینِف بزرگ شدم، خرده‌مالکی در همسایگی‌مان که از روی ترحّم مرا به خانه‌اش برد. خودش تنها یک بچّه داشت: ناتاشا، دختری که سه سالی از من کوچکتر بود. ما با هم مثل برادر و خواهر بزرگ شدیم. آه، ای کودکی خوبم! چه احمقانه‌ست که در بیست‌وپنج‌سالگی در آرزوی کودکی‌ات باشی و حسرتش را بخوری، و در بستر مرگْ تنها با شور و قدرشناسی از آن دوران یاد کنی! در آن روزها، خورشید خیلی در آسمان درخشان بود، چندان به خورشید پطرزبورگ نمی‌مانست، و قلب‌های کوچک ما هم سرخوشانه و شاد می‌تپیدند. همه‌ی اطرافمان را مرغزارها و جنگل‌ها گرفته بودند، نه مثل حالا خروار خروار سنگ بی‌جان. چه شگفتی‌برانگیز بودند آن باغ و پارکِ واقع در واسیلی‌یفسکی، که نیکالای سیرگئیچ در آن پیشکار بود. من و ناتاشا خیلی در آن باغ قدم می‌زدیم، و، در آن سوی باغ، جنگل بسیار مرطوبی بود، که یک بار هر دوی ما در آن گم شدیم. آه، روزهای شاد و طلایی! نخستین طعم زندگی رازآمیز و افسونگر بود و آشناییِ باهاش چقدر شیرین بود. در آن روزها، در پس هر بوته و هر درخت انگار غریبه‌ای مسکن داشت؛ سرزمین پریان و دنیای آدمیان در هم آمیخته بود؛ و هنگام غروب که سایه‌ها در اعماق گودال‌ها جمع می‌شدند و به چنگ تاریکی می‌افتادند، من و ناتاشا دست‌های هم را می‌گرفتیم و، همان‌طور که از خیالِ بوته‌های روییده بر شیارهای سنگیِ آبراهِ بزرگِ باغ مثل بید می‌لرزیدیم، با کنجکاویِ آمیخته به ترس، از آن بالا به اعماق آبراه سرک می‌کشیدیم و هر لحظه منتظر بودیم که کسی از درون سایه و مهِ عمقِ آبراه بالا بیاید و سر راهمان را بگیرد یا از پشت سر صدایمان کند، و صحّت قصّه‌های جنّ و پری‌ای که دایه برایمان تعریف کرده بود با قاطعیّت به اثبات برسد.

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

مترجم

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1398

تعداد صفحات

480

زبان

موضوع

,

شابک

9789644486500

وزن

540

جنس کاغذ

,

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رنج‌کشیدگان و خوارشدگان ( آزردگان )”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...