سبد خرید

خاطرات یک مترجم

ناشر : کارنامهدسته: , ,
موجودی: موجود در انبار

80,000 تومان

محمد قاضی (زادهٔ ۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در مهاباد – درگذشتهٔ ۲۴ دی ۱۳۷۶ در تهران) مترجم برجستهٔ کرد ایرانی، و مترجم آثاری چون زوربای یونانی و شازده کوچولو به زبان فارسی است. محمد قاضی را به پاس زحمات ارزشمندی که در راستای ترجمه متون جهان به فارسی داشت، پدر ترجمه ایران می‌نامند. محمد قاضی در ۱۳۵۴ به بیماری سرطان حنجره دچار شد و هنگامی که برای معالجه به آلمان رفت، بیماری تارهای صوتی و نای او را گرفته بود و پس از جراحی، به‌علت از دست دادن تارهای صوتی، دیگر نمی‌توانست سخن بگوید و از دستگاهی استفاده می‌کرد که صدایی ویژه تولید می‌کرد. با این حال کار ترجمه را ادامه داد، و ترجمه‌های جدیدی از او تا آخرین سال حیاتش انتشار می‌یافت. وی ۵۰ سال ترجمه کرد و نوشت و نتیجه تلاش او ۶۸ اثر اعم از ترجمه ادبی و آثار خود او به زبان فارسی است. از آثار مهم ترجمه‌شده توسط او می‌توان به دن کیشوت اثر سروانتس، نان و شراب اثر اینیاتسیو سیلونه، آزادی یا مرگ، و در زیر یوغ نام برد. وی از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه می‌کرد. همچنین چند اثر را از کردی به فارسی برگرداند. او در مقدمه کتاب‌هایش بسیار تحلیل‌های عالی و عقاید جالبی راگنجانده که کتاب‌های مورد ترجمه او را بسیار جذاب‌تر می‌کند. او در مقدمه کتاب زوربای یونانی، خود را «زوربای ایرانی» نامیده‌است. خودش می‌گوید: «من زوربای ایرانی هستم.» محمد قاضی در سحرگاه چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۷۶ در ۸۴ سالگی در تهران درگذشت. همسر وی، «ایران» پیش از او درگذشته بود. محمد قاضی در شهر زادگاه خود مهاباد به خاک سپرده شد. در فروردین ۱۳۸۶ خورشیدی در کوی دانشگاه مهاباد از مجسمه محمد قاضی به بالای چهار متر ساختهٔ هادی ضیاءالدّینی پرده‌برداری شد.

تعداد:
مقایسه



خاطرات یک مترجم

در ۲۷ مرداد سال ۱۳۹۴، انجمن صنفی مترجمان ایران به پاس قدردانی از پنجاه سال تلاش بی‌وقفهٔ قاضی در برگرداندن ارزشمندترین آثار ادبی و داستانیِ ادبیات فرانسه به زبان فارسی، توانست پس از یک سال و نیم تلاش و پیگیری، موافقت شورای شهر تهران را برای تغییر نام نزدیک‌ترین بوستان به محل زندگی محمد قاضی در یکی از خیابان‌های منتهی به خیابان شریعتی در تهران، جلب کند و به این ترتیب بر اثر فرجام‌نگری ‏انجمن صنفی مترجمان ایران نام «بوستان سهیل» به «بوستان محمد قاضی» تغییر نام یافت.
قسمتی از کتاب خاطرات یک مترجم:
… کم کم از زبان پرستاران دریافتم که این خاصه خرجی‌های معمول در حق بیمار من هزینه‌های سنگین‌تری نیز به دنبال خواهد داشت. این بود که روزی به مدیر بیمارستان مراجعه کردم و با همان زبان نارسای خود به او حالی کردم که من آدم فقیری هستم و آن دکتر ایرانی که توصیه مرا به پروفسور سر راسل براک کرده در سفارش نامه خود قید کرده است که استطاعت پرداخت هزینه های سنگین را ندارم. با تعجب گفت: «ولی به حسب توصيه همان دکتر ایرانی شما را آدم ثروتمندی می‌شناسیم زیرا او در نامه خود نوشته است که شما نویسنده هستید، و این خود می رساند که بسیار ثروتمندید.» بی اختیار خنده‌ام گرفت و گفتم: «از قضا اگر نوشته باشد. نویسنده است این به آن معنی است که شخص مورد سفارش آدم فقیری است. شاید در کشور شما یا در کشورهای متمدن اروپایی نویسندگی مترادف با ثروت سرشار باشد، چون از کتاب یک نویسنده هر بار میلیون‌ها نسخه به چاپ می رسد و قهرا پول خوبی هم نصيب نویسنده آن خواهد شد، ولی در کشور ما نویسنده یا مترجم، و به طور کلی اهل قلم، یعنی آدم های فقیر و بی‌چیز که قلم صد تا یک غاز می‌زنند و همیشه هم هشت شان در گروی نه است … .»

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

سال چاپ

1398

نوبت چاپ

5

تعداد صفحات

430

زبان

موضوع

شابک

9789644310959

وزن

510

جنس کاغذ

,

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خاطرات یک مترجم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...