سبد خرید

کوراب

ناشر : علیدسته: , , ,
موجودی: موجود در انبار

220,000 تومان

سعی کرد به لرزش زانوانش مسلط شود اما ناتوان بود. کیهان سرسره را دور زد و رزا مبهوت از پشت به او که نرده‌ها را محکم گرفته بود و از پله‌ها بالا می‌رفت؛ زل زد. پاهایش تحمل وزنش را نداشت. در دو قدمی کیهان بود؛ همان پسری که در تمام این سال‌ها فکر چگونه بزرگ شدنش، اندیشیدن به هر چیز دیگر را از او گرفته بود. کی روی سینه غلت خورد، کی چهار دست و پا راه رفت، کی دندان در آورد و کی کلمه‌ی مامان را هجی کرد؟
حتی نگذاشتند یک ثانیه، فقط یک ثانیه او را ببیند.
کیهان را در یک روزگی و اوج ناتوانی بی‌آنکه از وجودش به او تزریق کند؛ از او گرفتند و حال پسرش بی‌کمک کسی از نرده‌های آهنی سرسره بالا می‌رفت. رزا فرار کرده بود؛ از خانواده‌ای که دیگر حاضر نبودند او را ببینند، از فرمان و از همه‌ی دنیا.

تعداد:
مقایسه



کوراب

معرفی کتاب کوراب:

فرمان بختیاری در آستانه‌ی سی و پنج سالگی و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات زندگی و بزرگ کردن پسر پنج ساله‌ش کیهان که حاصل ازدواج ناموفق و کوتاهشه سرگرمه که با بازگشت رزا (همسر سابقش) از فرانسه همه چیز دستخوش تغییرات می‌شه.

قسمتی از کتاب کوراب:

اواسط آبان ماه بود .هوا رو به سردی میرفت و برگهای زرد و نارنجی آرام آرام یکی پس ازدیگری به روی زمین می افتادند و مرد نارنجی پوش آنها را روتین وار و بی رحمانه راهی جوب میکرد انگار نه انگار روزی آنها سبز بودند وبهدرخت سالخوردهرنگ تازگی بخشیده بودند … زنگ ساعت رو میزی بصدا درآمد و آنقدر به نواختن ادامه داد تا دست مردانه ای ضربه ای به او وارد کرد دوباره خانه در سکوت آرامبخش دلخواهش فرو رفت و چشمهایش سنگین شد اما بیشتر از چند ثانیه نگذشته بود که آنها با شتاب گشود و با یادآوری امروز لب زد:

– کیهان!

پوفی کشید و نیم خیز شد … پاهایش را روی سرامیک سرد گذاشت و به زیر سیگاری مملو از ته سیگار روی عسلی خیره شد … موهای نیمه بلندش را بادست به عقب راند اما با لجاجت دوباره بر روی پیشانی بلندش روان شدند … نگاهش درون آینه از رکابی مردانه مشکی به چهره خسته و خواب آلود خودش رسید … کلافه دستی به ریش چنده روزه اش کشید و سعی کرد صدای گرفته اش را صاف کند.

– کیهان!

صدایش آنقدر رسا نبود که به گوش اتاق مجاورش برسد … ناچارا کمی صدایش را بالا برد و گفت:

– کیهان بیدار شو!

کمتر از یک دقیقه طول کشید تا در با کمی سختی اما به آرامی باز شد … لبخند کمرنگی بر لبان مرد جوان نقش بست … موجود کوچک و نحیف با پیراهن و شلوار چهار خانه همچنان به دستگیره در آویزان بود …

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1400

تعداد صفحات

864

زبان

موضوع

,

شابک

9786226504072

وزن

820

جنس کاغذ

,

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کوراب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...