سبد خرید

میوه درخت سرمستی

ناشر : ققنوسدسته: , ,
موجودی: 2 موجود در انبار

75,000 تومان

اینگرید روخاس كونترراس در این نخستین رمانش، که برگرفته از زندگی واقعی است، با نثرى قوى و تأثیرگذار خشونت‌های دهه‌های هشتاد و نود کلمبیا را به تصویر می‌کشد. کشوری که با فقر، فساد، فعالیت خودسرانۀ گروه‌های شبه‌نظامی، آدم‌ربایی، ترور شخصیت‌های متنفذ و از همه مهم‌تر سلطان مواد مخدر جهان، پابلو اسکوبار، دست و پنجه نرم می‌کرد: مردی مرموز و منفور در چشم نیمی از کلمبیایی‌ها و قدیس در چشم نیمی دیگر.

میوۀ درخت سرمستی، یک فصل در میان به دو شخصیت اصلی‌اش، چولا سانتیاگوی شاد و سرزنده، از خانواده‌ای نسبتاً مرفه، و خدمتکارشان پترونا سانچزِ دلمُرده که مسئولیت سنگین سرپرستی خانواده را بر دوش دارد می‌پردازد و می‌کوشد با نفرین مرگ که گویی خانواده را احاطه کرده مبارزه کند. این دو دختر دورۀ بلوغ را با تجربه‌های متفاوتی پشت سر می‌گذارند: اولی با وحشت و دومی با عشق. کتاب بیش از هر چیز قصد دارد تأثیر جنگ و خشونت در زندگی کودکان را به تصویر بکشد. شخصیت‌ها در موقعیت‌های تلخ و دشوار دست به انتخاب‌هایی می‌زنند که مسیر زندگی‌شان را برای همیشه تغییر می‌دهد. میوۀ درخت سرمستی رمانی تاریخی است که بیش از هر چیز نشان می‌دهد که بین وفاداری و خیانت چه مرز باریکی وجود دارد.

2 در انبار

تعداد:
مقایسه



میوه درخت سرمستی

درباره نویسنده اینگرید روخاس کونترراس:

اینگرید روخاس کونترراس (Ingrid Rojas Contreras) نویسنده کتاب میوه درخت سرمستی، در بوگوتا، کلمبیا به دنیا آمد و بزرگ شد. مقالات و داستان های کوتاه او در لس آنجلس ریویو آو بوکز، ادبیات الکتریک، گرنیکا، و هافینگتون پست و غیره منتشر شده است. او بورسیه ها و جوایزی را از The Missouri Review، Bread Loaf Writer’s Conference، VONA، Hedgebrook، The Camargo Foundation، Djerassi Resident Artists Program و انجمن ملی هنرها و فرهنگ های لاتین دریافت کرده است. او ستون‌نویس کتاب KQED Arts، شعبه NPR در منطقه خلیج است.

درباره کتاب میوه درخت سرمستی:

داستان «میوه درخت سرمستی» برگرفته از زندگی واقعی نویسنده است و خشونت‌هایی که در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۹۰ در کلمبیا جریان داشتند، به تصویر می‌کشد. این‌رمان دو شخصیت اصلی با نام‌های چولا سانتیاگو و پترونا سانچز دارد که روایت داستان را به‌طور یک‌فصل درمیان به عهده دارند. نویسنده در این‌کتاب تلاش کرده تاثیر جنگ و اتفاقات خشن را بر روح و روان کودکان نشان بدهد.

کلمبیایی که در این‌رمان تصویر می‌شود، با فقر، فساد، فعالیت گروه‌های شبه‌نظامی، کشتار و ترور شخصیت‌های مهم و آدم‌ربایی درگیر است. اینگرید روخاس کونترراس همچنین پابلو اسکوبار سلطان مواد مخدر جهان را هم در داستانش راه داده و درباره این‌شخصیت منفی هم نوشته است که نزد برخی از مردم کلمبیا فردی مرموز و شیطانی و نزد برخی دیگر از آن‌ها یک‌قدیس بود.

شخصیت‌های روایت‌کننده داستان هم، یکی چولا است که فردی شاد و سرزنده و از خانواده‌ای اشرافی و مرفه است و دیگری پترونا خدمتکار این‌خانواده. پترونا فردی افسرده و دلمرده است که سرپرستی خانواده سانتیاگو را به عهده دارد. او تلاش دارد مقابل نفرین مرگی که گویا خانواده را محاصره کرده، بایستد. هر دو راوی داستان، دو دختر جوان هستند که دوره بلوغ خود را با تجربه‌های متفاوت طی می‌کنند؛ چولا با وحشت و پترونا با عشق.

قسمتی از کتاب میوه درخت سرمستی:

یاد گرفتنش آسان بود. بریدن صورت مردی خیانتکار با تیغ ریش‌تراشی تا حدی بامزه بود، اما چاقوزدن،‌ بیرون کشیدن نافش و کشتن مادرش در روز عروسی پسرش جنون‌آمیز بود. برای وفادار ماندن به لقبمان، در خیابان‌های تاریک قدم می‌زدیم و از ته گلو آواز می‌خواندیم. به‌زور می‌توانستیم راه برویم، به هم می‌چسبیدیم و می‌خندیدیم و آواز می‌خواندیم.

به عمارت الیگارش رفتیم. بامش مثل یک کوه بود، در حالی که بام خانه‌های همسایه به تپه می‌مانست. بالای عمارت الیگارش، نور شناور زردی می‌چرخید و می‌چرخید، در گوشه‌ای ناپدید می‌شد و از گوشه دیگر سر درمی‌آورد. فکر کردیم یکی از ارواح مقدس برزخی است، اما بعد فهمیدم نور زرد شمع در دست آدمی است که در بالکن نرده‌دار قدم می‌زند. نفسم بند آمد. «الیگارش است.»

نور به طرز ترسناکی صورت الیگارش را روشن می‌کرد. رنگ‌پریده بود و سایه‌های مختلفْ صورتش را کج‌وکوله می‌کرد. نمی‌توانستم بگویم پیر است یا جوان. در پیاده‌رو نشستیم و دایره نورانی شمعش را تماشا کردیم که دور خانه حرکت می‌کرد. حدس زدیم تنها زندگی می‌کند. یکی دو بار وقتی شمعش را روی میزی گذاشت و آمد جلوِ آن، نیمرخش را دیدم. حالا آن‌جا بود، زنی چهارشانه که لباس شنل‌مانند بلندی پوشیده و کنار پنجره ایستاده بود. به بیرون نگاه می‌کرد یا داخل؟ گفتنش خیلی سخت بود. کاساندرا گفت معجزه است که موی زن آتش نمی‌گیرد و بعد برق آمد.

روشنایی ناگهانی خیابان چشم‌هایمان را کور کرد. ایسا را دیدم که برای حفظ تعادل دستش را به اتومبیلی گرفته و وقتی توانستم به خانه نگاه کنم، زن غیب شده بود. به همدیگر نگاه کردیم، بعد لالا گفت: «بدوید!» بی آن‌که بایستیم به‌سرعت به طرف خیابان خودمان دویدیم و تا وقتی ایسا و لالا به خانه خودشان و من و کاساندرا صحیح و سالم به خانه خودمان نرفتیم، سرعتمان را کم نکردیم.

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

مترجم

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

تعداد صفحات

382

زبان

موضوع

,

شابک

9786220403647

وزن

370

جنس کاغذ

عنوان اصلی

Fruit of the Drunken Tree
2018

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “میوه درخت سرمستی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...