سبد خرید

مرد محروز (شیاطین 1)

ناشر : کتابسرای تندیسدسته: , ,
موجودی: 1 موجود در انبار

92,000 تومان

پس از غروب خورشيد و با تاريک شدن هوا، دوزخي‌ها برمي‌خيزند ــ شياطيني با قدرت‌هايي ماورائي که نفرت از انسان‌ها در وجودشان زبانه مي‌کشد. صدها سال است که شياطين، شب را آکنده از وحشت کرده‌اند و آهسته آهسته انسان‌ها را که پناهگاهي جز حصار امن حرزها ندارند، شکار مي‌کنند. حرزها، علامت‌ها و طلسم‌هايي قدرتمند هستند که ريشه در افسانه‌ها دارند و ديوار حفاظتي آن‌ها به طرز وحشتناکي شکننده است؛ اما هميشه همين‌گونه نبوده است. زماني مردان و زناني بوده‌اند که در نبردي پاياپاي با دوزخي‌ها مي‌جنگيدند، اما آن روزها سپري شده است. دوزخي‌ها هر شب قدرتمندتر از شب قبل مي‌شوند، در حالي که تعداد انسان‌ها در اثر حملات بي‌امان آن‌ها کاهش مي‌يابد. حال که اميد به آينده رو به رنگ باختن است، سه بازمانده‌ي جوان از حملات وحشيانه‌ي شياطين، قدم از امنيت متزلزل حرزها بيرون مي‌گذارند و خطر را به جان مي‌خرند تا نوميدانه رازهاي گذشته را دريابند…

1 در انبار

مقایسه



مرد محروز مجموعه شیاطین جلد اول

درباره نویسنده پیتر وی برت:

پیتر وی برت (Peter V. Brett) نویسنده کتاب مرد محروز، زاده‌ی 8 فوریه 1973، نویسنده داستان‌های فانتزی آمریکایی است. او نویسنده “شیاطین” است، که جلد اول آن در انگلستان در سال 2008 با عنوان The Painted Man و در آمریکا توسط با عنوان The Warded Man منتشر شده است. او ادبیات و تاریخ هنر انگلیسی را در دانشگاه بوفالو خواند و در سال 1995 فارغ التحصیل شد، پس از آن وی بیش از ده سال را در نشر دارویی کار کرد. وی از سنین کودکی به خیال‌پردازی علاقه نشان داد.

درباره کتاب مرد محروز:

بازماندگان حملات شیاطین خیلی زنده نمی‌ماندند… گفته می‌شد هیچ کس واقعا از یک حمله جان سالم به در می‌برد، مگر این که یک سال و یک روز گذشته باشد.

لازم به ذکر است که کلمه محروز از واژه ی حرز آماده و بدین معنی است که انسان محروز در برابر جادوی شیاطین و جادوگران محفوظ است.
این هم بیتی از مولانا
بهشت و دوزخ آمد دو غلامت
تو از غیر خدا محفوظ و محروز

قسمتی از کتاب مرد محروز:

آرلن فوراً سر کارش برگشت، نیازی نبود به او بگویند عجله کند. بعضی کارها را می‌شد تا آخر روز به تأخیر انداخت، اما باید به دام‌ها غذا داده و شیر گاوها دوشیده می‌شد. او حیوانات را در طویله رها کرد و یونجه‌ها را توی آخور پخش کرد، غذای خوک‌ها را داد و دوید تا یک سطل شیر چوبی بیاورد. تا آن موقع، مادرش کنار اولین گاو نشسته بود. آرلن نیز روی چهارپایه‌ی دیگر نشست و هماهنگ با او، با ریتم یکنواخت برخورد شیر و سطل چوبی، شروع به نواختن آهنگی کرد که شبیه صدای طبل تشییع جنازه بود. وقتی به سمت دو گاو بعدی رفتند، آرلن پدرش را دید که قوی‌ترین اسبشان را ــ که یک مادیان پنج ساله‌ی قهوه‌ای‌رنگ بود ــ به سمت درشکه می‌‌برد.

او با صورت عبوس کارهایش را می‌کرد. این بار با چه چیزی رو‌‌دررو می‌شدند؟ دیری نگذشت که سوار درشکه شده بودند و به سمت خانه‌های حاشیه‌ی جنگل می‌رفتند. کار کردن آنجا، به فاصله‌ی یک‌ساعته از نزدیک‌‌ترین ساختمان محروز، خطرناک بود، اما به الوار نیاز داشتند. هنگام راندن، مادر آرلن که خودش را در شال کهنه‌اش پیچیده بود، آرلن را نزدیک خودش نگه داشته بود.

آرلن غر زد: «من که بچه نیستم، مامان. لازم نیست مثل یه نوزاد بغلم کنی. نمی‌ترسم.» ادعایش کاملاً حقیقت نداشت، اما دلش نمی‌‌خواست بقیه‌ی بچه‌ها، او را که به دامن مادرش چسبیده است، ببینند. همین الآنش هم به اندازه‌ی کافی مسخره‌اش می‌کردند. مادر آرلن گفت: «من می‌ترسم. اگه اونی که لازم داره یه نفر بغلش کنه من باشم چی؟» آرلن ناگهان احساس غرور ‌کرد و همان‌‌طور که درشکه به مسیرش ادامه می‌‌داد، خودش را به مادرش نزدیک‌تر کرد. مادر آرلن هیچ‌وقت قصد فریب نداشت، اما با این‌ حال خوب می‌دانست چه وقت چه بگوید.

 

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

مترجم

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1399

تعداد صفحات

624

زبان

موضوع

,

شابک

9786001826146

وزن

667

جنس کاغذ

,

گروه سنی

عنوان اصلی

The Warded Man: Book One of The Demon Cycle
2009

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “مرد محروز (شیاطین 1)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...