سبد خرید

قاصد بهار

ناشر : برکه خورشیددسته: , , ,
موجودی: موجود در انبار

85,000 تومان

پویان پله‌ها را دو تا یکی طی کرد. به نفس نفس افتاده بود و با پشت دست، ضربه‌ای به در نواخت و بی‌آنکه منتظر شنیدن جوابی بماند، دستگیره را رو به پایین کشید و به ثانیه نکشیده در با ضرب باز شد. میان چهار چوب در ایستاد و به حزن انگیزترین منظره‌ی عمرش چشم دوخت.
آیدا آخرین بلوزی که دم دستش بود، درون چمدان گذاشت و گذرا نگاهی پر خون سمت او انداخت، در کمدش باز مانده و غیر از همان چند تکه لباس، نمی‌شد چیزی همراه ببرد. اصلا مگر می‌شد خاطرات یک عمر زندگی را درون چمدانی نهاد و بی‌بهانه کوچ کرد؟! بغض گلویش را فشرد و در چمدان را بست. از سر احساسات متناقضش بود که دستش رعشه‌ای کم گرفته و با حالی دگرگون دنبال زیپ می‌گشت. همین که سری آن را میان انگشتانش گرفت، پویان کف دستش را روی چمدان گذاشت و به صورت او چشم دوخت.

تعداد:
مقایسه



قاصد بهار

بی‌هوا در را باز کرد و پویان اخم‌هایش را در هم کشید و نگاه طلبکارش سراپای او را وجب زد:
– دختر تو در زدن بلد نیستی؟!
منتظر جواب نماند، آنی برگشت و تیشرتی که روی تخت افتاده بود تنش کشید. آیدا پشت چشمی نازک کرد:
– دختر چهارده ساله نیستی که این همه خودتو می‌پوشونی… اینو بگیر!
پویان برگشت و چنگی لابه‌لای موهای به نسبت بلندش فرو برد تا کمی مرتبشان کند و در همان حال پرسید:
– کیه؟!
– پیام، موبایل‌تم زنگ زده جواب ندادی.

طرف آیدا می‌رفت که نیمه‌ی راه دستی به پیشانی‌اش کوبید:
– یادم رفت بزنمش تو شارژ!
گوشی را از آیدا گرفته بود که او هم شانه‌ای بالا انداخت و دو مرتبه در را بست. پله‌ها را پایین می‌رفت و همان وقت صدای حبیب در گوشش پیچید. “سلام”ی گفت و حبیب از چهار چوب در آشپزخانه کنده شد. حینی که سراپای او را برانداز می‌کرد، کتش را از تن بیرون کشید:
– سلام دخترم، خوبی بابا؟
آیدا فضای ال‌مانند هال را نیم چرخی زد و خود را به آشپزخانه رساند:
– خوبم بابا…

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1399

تعداد صفحات

562

زبان

موضوع

,

شابک

9786226667234

وزن

530

جنس کاغذ

1 دیدگاه برای قاصد بهار

  1. 4 out of 5

    ادیب فر

    یه کتاب خوب

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...