سبد خرید

دلسپرده

ناشر : آئی‌سادسته: , , ,
موجودی: موجود در انبار

80,000 تومان

نگاهمو به چهره‌ی مهربون مادرم که زیر فشار این سال‌ها شکسته شده بود دوختم. عشق و شادی رو در عمق نگاهش میشد به وضوح دید. نگاه از مادرم گرفتم و به آبتین دوختم. حضور آرام بخش آبتین به همه‌ی ما زندگی دوباره بخشیده بود. نگاه‌های عاشقش به مادرم هنوز هم رنگ تازه‌ای داشت. هنوز هم بعد از این همه سال چیزی از عشقش به مادرم کم نشده و هنوز هم دلسپرده‌ی شیرینش بود و عشق پاکش زبون زد همه‌ی ما بود. به چهره‌ی مهربون افشین که نگاه کردم متوجه شدم مدت‌هاست که بهش دل سپردم.

تعداد:
مقایسه



دلسپرده

اواسط تابستون بود، درست زمانی که گرما در تهران بیداد می‌کرد. هوای گرم و طاقت‌فرسا همه رو به مرز جنون می‌کشوند؛ خورشید، پرقدرت در پهنه‌ی آسمون جولان می‌داد. انگار در آسمون و زمین فرمانروایی می‌کرد و همه چیز رو در قلمرو خودش می‌دید. مردم شهر خسته و رنجور از روزمرگی‌ها، هر کدوم به نحوی با مشکلات شون دست به گریبان بودند. آلودگی هوا هم فشار عصبی شونو مضاعف می‌کرد و باعث می‌شد عبوس و گرفته به نظر برسند. من هم که برای دیدن پسر عمه‌ام سر از پا نمی‌شناختم، از این قضیه مستثنی نبودم. وقتی همراه مادرم و عرشیا برای استقبال از پسر عمه‌ام که از آلمان می‌اومد به فرودگاه می‌رفتیم؛ چنان شتاب‌زده بودم که محکم به جوونی تنه زدم. به خاطر بی‌احتیاطی من، پوشه‌ای که دستش بود روی زمین افتاد. شرمگین عذرخواهی کردم، اما او خشمگین و بدون ملاحظه سرم فریاد زد:

– چه خبرته خانوم مگه سر میبری؟ من که از لحن کلامش بهم برخورده بود، عصبی گفتم:

– ببخشید مثل این که خیلی توپتون پرہ؟ در ضمن من که عذرخواهی کردم…… مرد جوون که خوش قیافه به نظر می‌رسید پوزخندی زد و گفت: – ای بابا مثل اینکه بدهکار هم شدیم.. کلافه گفتم: – ندیدمتون… حالا مگه چی شده…

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1398

تعداد صفحات

407

زبان

موضوع

,

شابک

9786226462341

وزن

470

جنس کاغذ

,

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دلسپرده”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...