سبد خرید

دریچه

ناشر : علیدسته: , ,
موجودی: موجود در انبار

50,000 تومان

– کاری داری؟
مگه آدما وقتی کارشون به هم میوفته باید برن سراغ همدیگه؟
جز اینه مگه؟ جز اینه. جز اینش چیه؟
جز اینش اینه که گاهی آدما دلتنگ هم میشن. – توئه آدم دلت تنگ چی شده؟
دلتنگ قدم زدنم… یه کم موتورسواری…هوا ابریه… شاید بارون بیاد…بریم قدم بزنیم؟ – اما…
نه نگو… یه وقتایی نباید به یه آدم دلتنگ نه گفت -امای من که آمای نه نبود….امای من امای لباست بود….بارون بیاد با یه لا لباس نمی برمت بیرون خندید گفته بودم این مرد لعنتی ، خیلی خیلی لعنتی وار می خندد؟
تعداد:
مقایسه



دریچه

مثل یک رسم شده بود؛ اینکه هر هفته جمعه شب ها خانه یکی دورهمی برگزار شود اینکه خانم ها در آشپرخانه برای هم از همه چیز حرف بزنند. اینکه مردها در ایوان بساط کباب و جوجه کباب راه بیندازند و در این میان دستی تخته نرد بازی کنند و صدای کری خواندن هایشان كل فضای خانه را پر کند. البته در این میان قلیانی هم چاق می کردند. رسم خوبی بود. همه را کنار هم نگه می داشت. به قول محمد جوادخان گوش شیطان کر، همبستگی ما از چشم بد دور مانده بود. هربار هم که محمد جواد خان این سخن را با همان حالت دوست داشتنی باد به غبغب اندازش بیان می کرد؛ شمسی جان یک «وان یکاد» زیرلبی می خواند و به صورت تک تکمان فوت می کرد؛ حالا انگار تحفه بودیم.  این جمعه شب اما…
اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1398

تعداد صفحات

438

زبان

موضوع

شابک

9789641934424

وزن

486

جنس کاغذ

,

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دریچه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...