سبد خرید

خونبهای اسفندیار

ناشر : پلدسته: , , , ,
موجودی: موجود در انبار

65,000 تومان

من راضی به این جنگ نبودم، تو به هیچ وجه به راه نیامدی اسفندیار با آن که در صدای رستم، سرزنش وملامت به هم آمیخته بود، لبخندی را بر لبان پهلوان جوان آورد، او راه حل بزرگ ترین مشکلش را یافته بود، اسفندیار بالبانی لرزان به سخن در آمد: رستم، من پسرم بهمن را به تو می سپارم. نمی خواهم پسرم در کنار کسانی رشد یابد که خود را با نیرنگ و ریا مجهز کرده اند.
تعداد:
مقایسه



خونبهای اسفندیار

 

 

در حین ابراز چنین سخنانی، خون از دهان اسفندیار بیرون زد. صحنه غریبی بود، پهلوانی جوان در حال جان باختن بود و سر بر زانوی دشمن داشت، با چشمانی غرقه در خون و دهانی آغشته به خونه و با تنی رمق از دست داده. گل دریغ و درد، در دل رستم شکوفه کرد، حیفش آمد از این که یکی از پهلوانان ایران در حال جان باختن است. و در آن میان، بهمن وضعی غریب تر از همه داشت، به اسارت بلاتکلیفی ها در آمده بود، غم در دلش هنگامه به راه انداخته بود، و بدتر از همه، تحت سرپرستی قاتل پدرش قرار گرفته بود.
اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

نوع جلد

شمیز

قطع

وزیری

نوبت چاپ

سال چاپ

1398

تعداد صفحات

380

زبان

موضوع

شابک

9789642330119

وزن

575

جنس کاغذ

,

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خونبهای اسفندیار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...