سبد خرید

خفاش شب

ناشر : چشمهدسته: , ,
موجودی: موجود در انبار

40,000 تومان

رمان خفاش شب براساس یک اتفاق هولناک واقعی نوشته شده. داستان اندکی پس از اعدام شدن یکی از مخوف‌ترین قاتلان سریالی، ملقب به «خفاش شب»، اتفاق می‌افتد؛ در شبی که دو نفر دختری را در ترمینالی سوار می‌کنند که به خانه‌اش برسانند. نویسنده در این رمان شبی را به تصویر می‌کشد که تلخ و خشونت‌آمیز است. در سراسر این شب ما همراه جنایتکار قدم بر می‌داریم، با او نفس می‌کشیم و شاهد تمامی اعمال تکان دهنده‌اش هستیم که با خونسردی و قساوت کامل به وقوع می‌پیوندند. نویسنده اجازه می‌دهد تا جایی که می‌شود به او نزدیک شویم و رازهای دردناک زندگی‌اش را بشنویم؛ قربانیانش را ببینیم که با احساس ناامیدی کامل به او التماس می‌کنند و، در نهایت، به جهانی کشانده می‌شویم که جنایت در آن چیزی نامألوف و ناآشنا نیست. گویی به کابوسی پا گذاشته‌ایم که راه خلاصی از آن نیست.

تعداد:
مقایسه



خفاش شب

درباره نویسنده سیامک گلشیری:

سیامک گلشیری نویسنده کتاب خفاش شب، (زاده 27 مرداد، 1347) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی است. او پسر احمد گلشیری و برادرزاده هوشنگ گلشیری از دیگر مترجمان و نویسندگان ایرانی است.سیامک گلشیری در یک خانوادهٔ فرهنگی در اصفهان متولد شد. دوران کودکی را در اصفهان سپری کرد و سپس در شش سالگی به همراه خانواده، به سبب تغییر شغل پدر، به تهران مهاجرت کرد. بعد از انقلاب، در ۱۳۵۹، بار دیگر به اصفهان بازگشت. در اواخر دوران دبیرستان به فعالیت های نمایشی روی آورد و چندین نمایشنامه را روی صحنه برد. با پایان این دوران تحصیلی، این فعالیت ها هم قطع شد. پس از آن به خدمت سربازی اعزام شد و از آنجا که تنها پسر خانواده بود، از رفتن به جبهه معاف شد. او در این دوران به فراگرفتن زبان آلمانی روی آورد.

پس از پایان این دوران، در سال ۱۳۶۹، تحصیلات خود را در رشتهٔ زبان آلمانی آغاز کرد. در این دوران به تدریج نه تنها به ادبیات آلمان، که به ادبیات تمامی جهان علاقه مند شد و در کنار خواندن آثار نویسندگان آلمانی، به مطالعهٔ آثار مشهور ادبیات جهان نیز پرداخت. در سال ۱۳۷۵، پس از نوشتن رساله ای با عنوان داستان کوتاه در آلمان، پس از جنگ جهانی دوم، موفق به گرفتن درجهٔ فوق لیسانس زبان و ادبیات آلمانی شد.گلشیری فعالیت ادبی اش را از سال ۱۳۷۰ آغاز کرد. اولین داستان کوتاه او به نام «یک شب، دیروقت» در ۱۳۷۳، در مجلهٔ آدینه به چاپ رسید و پس از آن داستان های زیادی در مجلات مختلف ادبی، نظیر آدینه، گردون، دوران، کارنامه، زنده رود، زنان، کلک و چندین و چند مقاله در روزنامه های مختلف به چاپ رساند.

او سرانجام در ۱۳۷۷ اولین مجموعه داستانش با عنوان از عشق و مرگ منتشر شد. بیشتر داستان های گلشیری در ایران معاصر و به ویژه تهران اتفاق می افتند و با نگاه کاملا رئالیستی به انسان و رابطه اش با جامعهٔ معاصر می پردازند. بدین سبب می توان گفت با خواندن آثار او، تصویری موثق از زندگی بخشی از طبقهٔ متوسط شهرنشین، به ویژه در تهران، در ذهن خواننده نقش می بندد که بی گمان به دلیل اصرار او در پرداختن به فضایی است که در آن زندگی می کند و این حتی در آثار فانتزی این نویسنده، که برای نوجوانان نوشته، به چشم می خورد.

از مشخصات دیگر داستان های او می توان به صحنه های متعدد، دیالوگ های بسیار و نثر کاملا بی طرفانه و خالی از صفت و قید اشاره کرد.گلشیری که تا کنون نزدیک به بیست رمان و چند مجموعه داستان منتشر کرده، پنج بار موفق به دریافت جایزه و بیش از ده بار نامزد جوایز مختلف ادبی بوده است. رمان های پنج گانه ی خون آشام را که در فهرست کاتالوگ کلاغ سفید کتابخانه ی بین المللی مونیخ سال ۲۰۱۴ جای گرفته، پرفروش ترین مجموعه رمان تاریخ ادبیات کودک و نوجوان ایران لقب داده اند. او سال هاست است که در دانشگاه ها و مراکز مختلف به تدریس داستان نویسی و ترجمه مشغول است.

درباره کتاب خفاش شب:

این كتاب كه داستانی اجتماعی، جنایی دارد، براساس قتل‌های شخصیت موسوم به خفاش شب تهران در دهه 70 نوشته شده است. گلشیری در این داستان بیشتر به زندگی واقعی خود این فرد (غلامرضا خوشرو كوران‌كردیه) توجه کرده است…

قسمتی از کتاب خفاش شب:

«تو مطمئنی؟»

«آره، هیچ‌کس باهاشون نیست.»

«خیلی خب. تو برگرد تو ماشین.»

«همون اول که دیدم‌شون فهمیدم کسی باهاشون نیست.»

«گفتم تو برگرد تو ماشین!»

«عشق کردی چی واسه‌ت ردیف کردم، قاسم؟»

«قاسم و زهرمار! مگه صد دفعه نگفتم به من نگو قاسم، لندهور؟»

«خیلی خب، غلام. حالا هر چی.»

«یه‌بار دیگه به من بگی قاسم، ننه‌تو می‌آرم جلوِ چشمت. شیرفهم شد، ننه‌سگ؟»

مراد توی اتوبوس را نگاه کرد. قاسم گفت: «به آدم یه‌بار حرف می‌زنن. تن لشتو ببر تو ماشین.»

مراد هنوز داشت دو دختری را نگاه می‌کرد که داشتند از راهروِ میان صندلی‌ها، پشت بقیه‌ی مسافرها، آهسته به جلو حرکت می‌کردند. قاسم برگشت توی صورتش. خواست حرفی بزند، اما فقط چشم‌غره رفت. مراد سریع از کنار اتوبوس نارنجی،‌ که چند قدم آن طرف‌تر پارک کرده بود، گذشت و توی تاریکی ناپدید شد. قاسم رفت سمت اتوبوس. دختری که جلوتر حرکت می‌کرد و ژاکت قهوه‌ای‌ به تن داشت، به راننده چیزی گفت و از ماشین پیاده شد. دختر دیگر، که چمدان قرمز کوچکی را با هر دو دست گرفته بود، پشت‌سرش از پلکان اتوبوس پایین آمد. همان جا جلوِ در، شال صورتی بلندی را پیچید دور گردنش. قاسم جلوتر رفت. آهسته گفت: «تاکسی دربست؟»

صدای مردی را پشت‌سرش شنید که گفت: «رسالت، تهرانپارس، دو نفر.» برگشت و به مرد چاقی نگاه کرد که کلاه پشمی روی سرش کشیده بود و دست‌های مشت‌شده‌اش را گرفته بود جلوِ دهانش و از لای انگشت‌هایش بخار بلند می‌شد. دو دختر رفتند کنار صندوق اتوبوس که درش باز بود و چند نفر از مسافرها مقابلش ایستاده بودند…

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1400

تعداد صفحات

128

زبان

موضوع

,

شابک

9786220108078

وزن

135

جنس کاغذ

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خفاش شب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...