سبد خرید

تب دلهره

ناشر : علیدسته: , , ,
موجودی: موجود در انبار

50,000 تومان

این بار کج لبخند میزنه و من بی‌شک دوست دارم که این لحظه رو توی گینس ثبت کنم و تا ابد تاریخ امروز به یادم بمونه.
امروز چقدر غروب قشنگ‌تر و این بزرگراه چقدر جذاب تره ….. اصلا آسفالت کف این خیابون به دل می‌شینه و چقدر بوق ماشینای در حال گذر از کنارمون شبیه بهترین قطعه‌ی یه سمفونی عاشقانه‌س!!!
معلوم نیست عاشق شدم یا ابله ؟!؟
به نظر منم قطعا اندازه‌ی دو برابره قدت از زبونت زیر زمین مدفون شده!
نخودی می‌خندم : نه …… فقط عاشق شدم …….. ابرویی بالا میندازه و خودش رو به نشنیدن میزنه.
– چی ؟! مطمئنم که شنیده و خودش رو به نشنیدن میزنه.
بی خیال … سبک … تهی از دلخوری و ناراحتی و برعکس….. پر از خوشی … دستام رو به موازات شونه‌هام از هم باز میکنم و دو سه قدمی عقب میرم و بلند‌تر، این ساعت، کنار بزرگ‌راه و روبه‌روی این مرد یخیه خیره به خودم …. صدا بلند می‌کنم و شمره شمرده میگم:
– من فقط عاشق شدم…
لبخندش عمق میگیره و جلو میاد. یه قدمیم می‌ایسته و حرف می‌زنه: دیوونه شدی ؟
– فقط عاشق شدم…

تعداد:
مقایسه



تب دلهره

– بتمرگ سر جات!
می ترسم. نفسم به شماره می‌افته و بین خس خس عصبی نفساش گم می شه، عصبيه.
خدایا غلط کردم، خدایا دورت بگردم من اینجا چه غلطی میکنم؟ دلهره تا بیخ خرم بالا اومده و حس می‌کنم با اون چشم‌های عصبیش، مردمک چشم‌هام رو بالا پایین میکنه. روی یه کاناپه‌ی نمی دونم چند نفره نشسته‌م.
– هیس، خفه شو یاس، خفه شو.
تند تند نفس می‌کشم و بدم میاد از حالت تهوعی که یقه‌م رو گرفته و تا بالا نیارم ول نمیکنه. می‌ترسم، تا بی‌آبرویی خیلی فاصله ندارم. آینده خیلی نا‌معلومه و آرزو می‌کنم در باز شه و پناه این روزای بی‌پناهی از در بی‌آد تو. حتی فکر اومدنش هم آرامشه. لعنتی، عشق هم کور میکنه هم کر.
از ترس سرم گیج میره و نگاهم تاب می‌خوره دور تا دور سالن. از صدای پارس سگ‌های بیرون ساختمون و نگهبان‌های اطراف این میدون مرگ بغضم بزرگ تر می‌شه. حرصی میگه:
– به من نگاه کن بی‌همه چیز.
با صدایی که دوباره بلند میکنه از جا می‌پرم و نگاه میکنم به مردکی که اسم مرد رو یدک می کشه. مرد گفتن به این نامرد خیلی زیادیه، توهین به بشریت به حساب می‌آد
– دلت به چی خوشه که این قدر سر پایی هنوز، به اون حروم زاده؟
همون طور که به سمتم خم شده، دستش رو دراز میکنه و با انگشت اشاره در ورودی رو نشون میده:
فکر کردی دفتر و دستکش رو ول میکنه و می‌آد توی نسناس رو از دست من نجات بده؟ یعنی این قدر می‌ارزی که شاه بزرگ از تختش بیاد پایین؟
زبونم رو روی لبام میکشم. دهنم خشک شده. می ترسم اما هنوز پرروام.

اشتراک گذاری:
وزن 452 g
نويسنده/نويسندگان

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1399

تعداد صفحات

411

زبان

موضوع

,

شابک

9789641933762

وزن

452

جنس کاغذ

,

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تب دلهره”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...