سبد خرید

از چهار زندان

ناشر : نگاهدسته: , ,
موجودی: موجود در انبار

5,000 تومان

برای ناظم حکمت این شاعر فرهیخته زندگى در استانبول كه در زير چكمه اشغالگران است قابل تحمل نيست. بالاخره تصميم خود را مى‌گيرد. بى‌آنكه در اين باره با پدرش حرفى بزند، همراه يكى از دوستان صميمى‌اش، والانورالدين، سفر خود را به آناطولى آغاز مى‌كند. در اين سفر است كه براى اولين بار ناظم جوان چهره واقعى وطن و مردم خود را مى‌بيند. اولين بار است كه با زندگى نكبت‌بار زنان و كودكان گرسنه و برهنه و بيمار وطن خود آشنا مى‌شود. ناظم هرگز تا پايان عمر نمى‌تواند آنچه را كه در آناطولى ديده است فراموش كند و از آن پس همه اشعار او با الهام از زندگى اين مردم و به‌خاطر اين مردم است.
پيرايه دو بچه‌اى را هم كه از شوهر اولش داشت همراه خود به خانه ناظم آورد. اين سومين ازدواج او و طولانى‌ترين دوره زناشوئى‌اش بود. زندگى با پيرايه بيست سال طول كشيد اما از اين بيست سال ناظم سيزده سالش را در زندان گذراند. نامه‌هاى ناظم به پيرايه كه اغلب به زبان شعر بود در ادبيات ترك جاى مهمى دارد و بيشتر اشعار از چهار زندان را تشكيل مى‌دهد.بدين طريق سال 1938 فرارسيد. پانزدهمين سالگرد اعلام جمهوريت نزديك مى‌شد. دنيا به سرعت به‌سوى فاجعه هولناك جنگ جهانى دوم پيش مى‌رفت. از همه جا بوى باروت به مشام مى‌رسيد. آتاتورك به بستر بيمارى افتاده بود، اميدى به زنده ماندنش باقى نمانده بود و روزهاى آخر عمرش را مى‌گذرانيد.

تعداد:
مقایسه



از چهار زندان

ناظم حکمت (ترکیه ۱۹۰۲ – مسکو ۱۹۶۳) شاعر و نویسنده ترک، افسر نیروی دریایی بود که بی‌هیچ دلیلی از ارتش اخراج شد و ناچار به ترک میهن گردید. در سال ۱۹۲۴ به ترکیه بازگشت و به دلیل چاپ شعرهایش در روزنامه ” أيدين ليق” به پانزده سال زندان محکوم شده او به مسکو گریخت و در سال ۱۹۲۸ با استفاده از قانون عفو، دیگر بار به ترکیه بازگشت. پس از آن چندین بار دیگر محکوم شد و سالیانی را در زندان گذراند، به سال ۱۹۵۱ از او سلب تابعیت شد. ناظم حکمت، یکی از مشهورترین شاعران معاصر ترکیه است که بسیاری از سروده‌هایش در ترکیه اجازه انتشار نیافت اما به بسیاری از زبان‌ها از جمله فارسی ترجمه شد. سالیان سال پس از مرگ او، دولت ترکیه ناچار شد وی را از اتهام خیانت به میهن تبرئه کرده و از او اعاده حیثیت کند.

او دیوى آبى چشم بود
زنى نازک‌نارنجى دل از او ربود
رؤیاى زن خانه‌اى کوچک بود
که در باغچه‌اش
شاخه‌هاى یاس زرد
گل کرده است
دیو، دیوآسا دوست مى‌داشت
و دست‌هاى دیو براى چنان کارهاى بزرگى
آماده شده بود
که نمى‌توانست خانه کوچک بنا کند
و در خانه کوچک را بکوبد
خانه‌اى که در باغچه‌اش
شاخه‌هاى یاس زرد
شکفته
او دیوى آبى چشم بود
زنى نازک‌نارنجى دل از او ربود
زن نازک‌نارنجى بود
دلش هواى آرامش کرد
خسته شد در میان راه طولانى دیو
و بدرود گفت دیو آبى چشم را
و بازو در بازوى کوتوله‌اى پولدار وارد شد
به خانه‌اى با شاخه‌هاى یاس زرد
در باغچه‌اش
شکفته
و حالا دیو آبى چشم خوب مى‌داند
که خانه‌اى با شاخه‌هاى یاس زرد
شکفته در باغچه‌اش
براى آرزوهاى دیوآسا
حتى گور هم نمى‌تواند باشد

 

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

مترجم

,

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1390

تعداد صفحات

224

زبان

موضوع

شابک

9789646736481

وزن

260

جنس کاغذ

,

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “از چهار زندان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...