سبد خرید

از قنوت تا غنا

ناشر : آئی‌سادسته: , , ,
موجودی: موجود در انبار

90,000 تومان

حالا من بودم که خجالت می‌کشیدم سرم را بلند کرده و به صورتش نگاه بیاندازم. بعد از صحبت‌های مادرش دیگر نمی‌توانستم مثل قبل با او برخورد کنم
– بابت اون روز که یه دفعه رفتم از دستم ناراحت شدی که خودتو از من پنهون می‌کنی؟
سرم را بلند کرده و با اضطراب گفتم:
– نه به خدا! من ناراحت نشدم. من فقط…
خنده اش گرفت و حرفم را قطع کرد
– چرا قسم میخوری؟ یه سوال ساده بود.
به تخت اشاره کرد و با آرامش گفت:
– میشه بشینیم یه کم صحبت کنیم؟
قدمی عقب رفته و با دست تعارفش کردم:
– بله، بله! خواهش می کنم.
باز هم خندید و حین نشستن گفت:
– چه قدر دستپاچه شدی؟ والا من همون محمد عطاما فرقی نکردم.

تعداد:
مقایسه



از قنوت تا غنا

با شنیدن صدای جیغ، وحشت‌زده از خواب بیدار شدم. عرق سردی روی بدنم نشسته بود. با وجود سروصدای دعوا و فریادهایی که از سر شب از واحد روبه‌رو به گوش می‌رسید، به سختی خوابم برده بود. صدای دادوهوار و شکستن وسایل بلندتر از قبل شنیده می‌شد. هراسان از جا برخواستم گیج و منگ بودم و چشمانم به دلیل کم خوابی تار میدید. کورمال کورمال خود را به سالن رساندم و چراغ دیوارکوب را روشن کردم. نگاهی به ساعت روی دیوار انداختم که دوونیم را نشان میداد. تنها یک ساعت توانسته بودم بخوابم. ناگهان فریاد گوش خراشی از فاصله‌ای نه چندان دور بلند شد و تكان سختی خوردم. احساس کردم، شلوارم خیس شد. به احتمال زیاد ترس از تنهایی و بیدارشدن ناگهانی از خواب باعث شده بود، کنترلم را از دست بدهم.

نمی توانستم تعادلم را به خوبی حفظ کنم. ترسان و لرزان خود را به در آپارتمان رساندم و آن را باز کردم که ای کاش این کار را نمی‌کردم. آنچه پیش چشمم قرار گرفته بود، باعث شد در جا خشکم بزند. پیرمرد واحد روبه‌رو با سری شکافته که خون از آن مثل جوی روان شده و تمام پادری جلو خانه شان را قرمز کرده بود، لای در ورودی آپارتمانش با صورت روی زمین افتاده بود. حتی روی در و دیوار اطرافش هم خون پاشیده بود. خانم بامدادی همسایه طبقه بالا همزمان با خروجم از آپارتمان، شتاب‌زده از پله‌ها پایین آمد. با دیدن صحنه پیش رو، دست روی دهانش گذاشت و با صدای بلند گفت:

«خدای من!»

صدای جیغ مانندش، نگاهم را به طرف او گرداند. ولی ناگهان همه چیز دور سرم شروع به چرخش کرد و چشمانم سیاهی رفت. بعد از آن دیگر هیچ نفهمیدم.

اشتراک گذاری:
نويسنده/نويسندگان

نوع جلد

شمیز

قطع

رقعی

نوبت چاپ

سال چاپ

1398

تعداد صفحات

469

زبان

موضوع

,

شابک

9786226462426

وزن

530

جنس کاغذ

,

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “از قنوت تا غنا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...